| | | | اخبار :: سبک شناسی معماری ایرانی
| |
سبک شناسی معماری ایرانی(بهنوش شمس الهی)
سبک شناسی معماری ایرانی : تالیف محمد کریم پیرنیا . تدوین غلامحسین معماریان ، تهران : سروش دانش ، 1386، 374ص . مصور ( رنگی ) ، نقشه .
هدف این کتاب آشنا نمودن مخاطبان با معماری ایرانی و تغییرات و تحولاتی است که در طول تاریخ چند هزار ساله ایران رخ داده است بدین منظور مولف در ابتدا چهار شیوه " مصری " ، " شامی " ، " مغربی " و " ایرانی"، که در حوزه معماری اسلامی مطرح بوده اند، را توضیح داده وسپس به طور مفصل به بررسی 6 شیوه مطرح در معماری ایرانی پرداخته است که عبارتند از : شیوه های پارتی ، پارسی ، خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی که شیوه های پارسی و پارتی متعلق به دوره های پیش از اسلام و سبکهای خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی مربوط به دوران اسلامی می باشند ، دراین نوشتار سعی شده است به مختصری از آنچه در کتاب آمده اشاره کنیم. ساختمانهای تخت جمشید نمونه های خوبی جهت توضیح شیوه پارسی هستند که شامل : دروازه ملل ، آپادانا ، تالار صد ستون ، تچرا ، هدیش و تالار شورا هستند که از بارزترین ویژگیهای آنها استفاده از سنگهای پاکتراش و گاهی صیقل شده ، منظم و بهره گیری از بهترین مصالح ، بنا کردن ساختمانها بر روی سکو هایی از سنگ ، آرایش فضاهای درونی با کاشی های لعاب دار، بهره گیری از پایه ستون و سر ستون و استفاده از نقوش برجسته (ستونها در این دوره دارای حداکثر ارتفاع هستند ) می باشند . شیوه پارتی بعد از حمله اسکندر به ایران و در دوره های اشکانی وساسانی پیدا می شود و در این دوران است که توجه به معماری یونانی رو به افول می رود . در این دوران استفاده از مصالح بومی رواج می یابد و مهمترین دستاورد این عصر استفاده از پوششهای طاقی در دهانه های بزرگ و گنبدها در زمینه چهار گوش می باشد که آتشکده فیروزآباد ، کاخ بیشابور ، کاخ سروستان ، ایوان کرخه از نمونه های ابنیه این دوران می باشند در این عصر گچ بری با خطوط شکسته و خمیده و استفاده از کنگره ها در نمای ساختمانها رواج یافته و قرینه سازی در نیایشگاهها و کاخ ها مورد توجه قرار می گیرد . با ورود اسلام به ایران سبکهای معماری تا حدودی دستخوش تغییرات می گردند و سبکهایی چون خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی به عرصه ظهور می رسند . شیوه خراسانی ، همانطور که از نامش بر می آید ، در خراسان شکل می گیرد و از آنجا به شهرهای دیگر اشاعه می یابد ( از سده نخست هجری تا سده چهارم ) این شیوه بر اصولی چون سادگی ، دوری از بیهودگی ، مردم واری و استفاده از مصالح بومی استوار بوده که یکی از اصیل ترین بنا های این شیوه ، مسجد جامع " فهرج " است . مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع اردستان از نمونه هایی دیگر در این سبک می باشند . شیوه رازی نیز در شهرری ظهور می نماید، از زمان آل زیار آغاز و در زمانهای آل بویه ، سلجوقی ، اتابکان و خوارزمشاهیان ادامه می یابد . " در این شیوه نغز کاری شیوه پارسی ، شکوه شیوه پارتی و ریزه کاری شیوه خراسانی با هم پدیدار می شوند. " از مهمترین ویژگیهای این سبک ساخت بناهایی است با کارکردهایی ویژه وخاص مانند آرامگاههای برجی و میل ها (برجهای راهنما برای مسافران در بیابانها ).در این شیوه نیز ساخت تاق و گنبد پیشرفت ارزنده ای دارد و از گچبری بسیار در تزیین بناها استفاده می نمایند . یکی ازشیوه های گچبری که در این دوره بسیار رواج داشته گچ بری " گچ تراش " بوده که گچ را با رنگهای مختلف می آمیختند و زمانیکه سفت می شد آنرا به اشکالی در می آوردند و همچون کاشی در کنارهم قرار می دادند و تصویری راخلق می کردند . از نمونه های ای سبک می توان به گنبد قابوس و گنبد کبود مراغه اشاره نمود . شیوه آذری را می توان به دو دوره تقسیم کرد ، یک دوره از زمان هولاکو و پایتخت شدن مراغه و دوره دوم از زمان تیمور و پایتختی سمرقند . آنچه که به عنوان مشخصه اصلی این سبک می توان ذکر نمود ، بهره گیری هر چه بیشتر از هندسه و طرحهای متنوع وپیچیده در آثار معماری و ساخت بناهای بسیار بزرگ می باشد در این سبک از کاشی تراش یا معرق بیشتر از سبکهای گذشته بهره گرفته شده است و در دوره دوم استفاده از کاشی هفت رنگ ( کاشی سفید لعاب دار که پس از نقاشی روی آن آنرا داخل کوره می گذاشتند ودرتزیین استفاده می کردند . ) وخشتی در برخی ساختمانها باب می گردد در این شیوه از تاقهایی چون تاق " آهنگ یا استوانه ای " ، تاق " تویزه " و تاق " کلنبو " ( گنبد کوچکی با خیز کم که در مکانهایی چون سقف نشیمن ، خانه های اشرافی و پوشش چهار سوق بازارها به کار می رفته ) بهره می گرفتند . گنبد " سلطانیه " را می توان نمونه ای از این سبک دانست . شیوه اصفهانی آخرین شیوه در معماری ایرانی می باشد که برای این سبک نیز می توان دو دوره را در نظر گرفت : - از زمان قره قویونلوها تا حکومت محمد شاه قاجار - از زمان افشاریان تا پایان حکومت زندیان از جمله ویژگیهای این شیوه ، ساده شدن طرحها واستفاده از اشکال هندسی ساده ( برخلاف شیوه آذری که از طرحهای پیچیده هندسی بهره گرفته می شد ) ، استفاده از گنبدهای گسسته میان تهی و بهره گیری هر چه بیشتر از کاشی های هفت رنگ تا کاشیهای تراش یا معرق در تزیینات. در این شیوه بر خلاف شیوه های قبل در مصالح تغییراتی ایجاد وسپس از آنها استفاده می کردند که البته این کار سبب پایین آمدن کیفیت بناها می گشت ( در شیوه های گذشته از مصالح به شکل اولیه شان استفاده می نمودند و تغییر و تحولی در آنها ایجاد نمی کردند مثلا آجر را بدون تراشیدن مورد استفاده قرار می دادند . ) از جمله بناهای مطرح در این سبک ، مسجد امام اصفهان ، مسجد شیخ لطف الله و عمارت عالی قاپو می باشند . به طور کلی می توان اصول معماری ایرانی را در مردم واری ( توجه به نیازهای انسان ودر نظر گرفتن تناسبات )، پرهیز از بیهودگی ( دوری از خلق فضاهای بی کاربرد و صرفا تزیینی ) نیارش ( توجه در به کارگیری مصالح ) ، خودبسندگی ( توجه به معماری بومی ) و درون گرایی در نظر گرفتن اعتقادات وپایبندی به ارزشهای بومی ) خلاصه نمود .
منبع:پایگاه اطلاع رسانی انسان شناسی و فرهنگ
|
| |
|
| |
| | |